Bi Setareh


عکس +18

 

 

 

نويسنده: reza_ace_del | تاريخ: دوشنبه 23 مرداد 1391 | موضوع: <-PostCategory-> | ارسال نظر(0)

عکس

 

 

نويسنده: reza_ace_del | تاريخ: دوشنبه 23 مرداد 1391 | موضوع: <-PostCategory-> | ارسال نظر(0)

عکسهای عاشقانه

 

 

نويسنده: reza_ace_del | تاريخ: جمعه 20 مرداد 1391 | موضوع: <-PostCategory-> | ارسال نظر(0)

نصیحت

دخترم با تو سخن می گويم

گوش كن با تو سخن می گويم

زندگي در نگهم گلزاری ست

و تو با قامت چون نيلوفر

شاخه ی پر گل اين گلزاری

ديده بگشای ودر انديشه ی گلچينان باش

همه گلچين گل امروزند

همه هستی سوزند

كس به فرداي گل باغ نمی انديشد

انكه گرد همه گلها به هوس می چرخد

بلبل عاشق نيست

بلكه گلچين سيه كرداری است

كه سراسيمه دود در پی گل های لطيف

تا يكی لحظه به چنگ اردو ريزد بر خاك

دست او دشمن باغ است و نگاهش نا پاك

تو گل شادابی به ره باد مرو غافل از باغ مشو

از حرامی بهراس

قيمت خود مشكن

قدر خود را بشناس

قدر
خود را بشناس
 
 
 

alt

نويسنده: reza_ace_del | تاريخ: جمعه 20 مرداد 1391 | موضوع: <-PostCategory-> | ارسال نظر(0)

با خشونت هرگز

 سخت آشفته و غمگین بودم…
 به خودم می گفتم:
 بچه ها تنبل و بد اخلاقند
 دست کم میگیرند
 درس ومشق خود را…
 باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم
 و نخندم اصلا
 تا بترسند از من
 و حسابی ببرند…
 خط کشی آوردم،
 درهوا چرخاندم...
 چشم ها در پی چوب، هرطرف می غلطید
 مشق ها را بگذارید جلو، زود، معطل نکنید !
 اولی کامل بود،
 دومی بدخط بود
 بر سرش داد زدم...
 سومی می لرزید...
 خوب، گیر آوردم !!!
 صید در دام افتاد
 و به چنگ آمد زود...
 دفتر مشق حسن گم شده بود
 این طرف،
 آنطرف، نیمکتش را می گشت
 تو کجایی بچه؟؟؟
 بله آقا، اینجا
 همچنان می لرزید...
 ” پاک تنبل شده ای بچه بد ”
 " به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند"
 ” ما نوشتیم آقا ”
 بازکن دستت را...
 خط کشم بالا رفت، خواستم برکف دستش بزنم
 او تقلا می کرد
 چون نگاهش کردم
 ناله سختی کرد...
 گوشه ی صورت او قرمز شد
 هق هقی کردو سپس ساکت شد...
 همچنان می گریید...
 مثل شخصی آرام، بی خروش و ناله
 ناگهان حمدالله، درکنارم خم شد
 زیر یک میز،کنار دیوار،
 دفتری پیدا کرد ……
 گفت : آقا ایناهاش،
 دفتر مشق حسن
 چون نگاهش کردم، عالی و خوش خط بود
 غرق در شرم و خجالت گشتم
 جای آن چوب ستم، بردلم آتش زده بود
 سرخی گونه او، به کبودی گروید …..
 صبح فردا دیدم
 که حسن با پدرش، و یکی مرد دگر
 سوی من می آیند...
 خجل و دل نگران،
 منتظر ماندم من
 تا که حرفی بزنند
 شکوه ای یا گله ای،
 یا که دعوا شاید
 سخت در اندیشه ی آنان بودم
 پدرش بعدِ سلام،
 گفت : لطفی بکنید،
 و حسن را بسپارید به ما ”
 گفتمش، چی شده آقا رحمان ؟؟؟
 گفت : این خنگ خدا
 وقتی از مدرسه برمی گشته
 به زمین افتاده
 بچه ی سر به هوا،
 یا که دعوا کرده
 قصه ای ساخته است
 زیر ابرو وکنارچشمش،
 متورم شده است
 درد سختی دارد،
 می بریمش دکتر
 با اجازه آقا …….
 چشمم افتاد به چشم کودک...
 غرق اندوه و تاثرگشتم
 منِ شرمنده معلم بودم
 لیک آن کودک خرد وکوچک
 این چنین درس بزرگی می داد
 بی کتاب ودفتر ….
 من چه کوچک بودم
 او چه اندازه بزرگ
 به پدر نیز نگفت
 آنچه من از سرخشم، به سرش آوردم
 عیب کار ازخود من بود و نمیدانستم
 من از آن روز معلم شده ام ….
 او به من یاد بداد درس زیبایی را...
 که به هنگامه ی خشم
 نه به دل تصمیمی
 نه به لب دستوری
 نه کنم تنبیهی

 ***
 یا چرا اصلا من
 عصبانی باشم
 با محبت شاید،
 گرهی بگشایم
 با خشونت هرگز...
 با خشونت هرگز.
..
 با خشونت هرگز...

 


نويسنده: reza_ace_del | تاريخ: جمعه 20 مرداد 1391 | موضوع: <-PostCategory-> | ارسال نظر(0)

دوستت دارم به 24 زبان

جمله  بسیار  زیبای  دوستت  دارم  به  24  زبان  مختلف  دنیا


1- افغانی .......... صدقه تو شونوم!..........!Sadghe to shonom

2- انگلیسی ……..…..آی لاو یو!….………!I love you

3- ایتالیایی ……………تی آمو!……………..!Ti amo

4- اسپانیایی ……..…….ته کویرو !….…...…!Te quiro

5- آلمانی ……….ایش لیبه دیش!………! Isch liebe diSsh

6- آلبانی ……………..ته دوه!……………….!Te dua

7- ترکی ……….سنی سویوروم!…………..!Seni seviyurom

8- پرتغالی …………….او ته آمو!…………….!Eu te amo

9- چینی ……………..وو آی نی!………………!Wo ai ni

10- چکی ……………میلوجیته!……………….!Miluji te

11- روسی ………یا تبیا لیوبلیو!…………!Ya tebya liub liu

12- ژاپنی …….………آیشیتریو!………………!Aishiteru

13- سویدی ………یاگ السکار دای!……….!Yag Elskar dai

14- صربستانی …………….ولیمته!……………!Volim te

15- عربی …………..انا بحیبک!…….…….!Ana Behibbek

16- فارسی..……….دوست دارم!…………..!Dooset daram

17- فرانسوی ………….ژ ت آیمه!…….…….!Je t aime

18- فیلیپینی …………..ماهالکیتا!…………..!Mahal kita

19- کره ای ……..سارانگ هیو!…………….!Sarang heyo

20- لهستانی …………کوهام چو!…………!Koham chew

21-مجارستانی..…………..سرتلک!…………..!Szeretlek

22- ویتنامی ………….آن یه و ام!…………..!An ye u em

23- یونانی ………….سغه پو!………..……!Sagha paw

24- یوگسلاوی ………….یا ته وولیم!……….! Ya te vol

 

نويسنده: reza_ace_del | تاريخ: جمعه 20 مرداد 1391 | موضوع: <-PostCategory-> | ارسال نظر(0)

شعر عشق

باز کن دروازه را ساقی که مجنون آمده

وانکه گم کرده است لیلی با دل خون آمده

باز کن دروازه را ، تعظیم کن در پیش عشق

که امشبی ، اهل دلی ، با نام مجنون آمده

صحن را طاهر کن و جارو بکش میخانه را

گل بریز و عنبر و پرواز ده پروانه را

هر چه می در خانه داری ، صرف این ژولیده کن

خاک پایش را به رسم معرفت در دیده کن

گو که بنشیند کنارت ، تا بدانی عشق چیست ؟

تا بدانی فرق این و آن که گوئید عشق چیست ؟

این خدای معرفت
، ژولیده ی روی زمین

آن یکی شهوت پرست و مهر شهوت بر جبین

این یکی در حال مستی ، گریه ها سر می دهد

آن یکی از هر چه خورده ، نعره ها پس می دهد

من چه دانم فرق این و آن که گوئید عشق چیست ؟

خود ببین ساقی ! بگو اکنون خدای عشق کیست ؟

خوش به حال ساقی و میخانه و هر چه در
اوست

خوش به حال هر چه
مجنون است و لیلی عشق اوست !!!

 

 

نويسنده: reza_ace_del | تاريخ: جمعه 20 مرداد 1391 | موضوع: <-PostCategory-> | ارسال نظر(0)

عکسهای عاشقانه

 

 


ادامه مطلب
نويسنده: reza_ace_del | تاريخ: جمعه 20 مرداد 1391 | موضوع: <-PostCategory-> | ارسال نظر(0)

تو که گندم، تو که حوا، تو که شیطان منی

باز شب ماند و من و این عطش خانگی ام
باز هم یاد تـــــــو ماند و من و دیوانگی ام

اشک در دامنم آویخت کـــــه دریا باشم
مثل چشم تو پر از شوق تماشا باشم


خواب دیدم کــه تو می آمدی و دل می رفت
محرم چشم ترم می شدی و دل می رفت:


یک نفر مثل پـــــری یک دو نظر آمد و رفت
با نگاهی به دل خسته ام آتش زد و رفت

خنده زد کوچه به دنبال تبسم افتاد
باز دنبال جگر گوشه ی مــردم افتاد

“آخــــــرش هم دل دیوانه نفهمید چه شد
یک شبه یک شبه دیوانه چشمان که شد”

تا غــزل هست دل غمزده ات مال من است
من به دنبال تو چشم تو به دنبال من است

“آی تو، تو کـــــه فریب من و چشمان منی
تو که گندم، تو که حوا، تو که شیطان منی

تو که ویران من بی خبر از خود شده ای
تو که دیوانه ی دیوانه تر از خود شده ای”

در نگــــــــــــــاه تو که پیوند زد اندوه مرا
چه کسی گل شد و لبخند زد اندوه مرا

ای دلت پولک گلنـــــــــار؛ سپیدار قدت
چه کسی اشک مرا دوخته بر چارقدت؟

 

 

نويسنده: reza_ace_del | تاريخ: شنبه 07 مرداد 1391 | موضوع: <-PostCategory-> | ارسال نظر(0)

عکسهای عاشقانه

نويسنده: reza_ace_del | تاريخ: جمعه 06 مرداد 1391 | موضوع: <-PostCategory-> | ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران